Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content

یکی از مهم‌ترین بخش‌های آموزش زبان انگلیسی، اصطلاحات هستند.

اصطلاحات انگلیسی از این جهات اهمیت دارند که در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این وجود، یادگیری معانی اصطلاحات انگلیسی و نحوه‌ی استفاده از آن‌ها در مکالمات روزانه ممکن است برای برخی از افراد دشوار به نظر برسد.

از سوی دیگر، یادگیری اصطلاحات انگلیسی برای افرادی که می‌خواهند در آزمون‌های زبان انگلیسی از قبیل تافل و آیلتس نیز شرکت کنند، اهمیت بسیار زیادی دارد.

در این مقاله، به آموزش اصطلاحات انگلیسی می‌پردازیم و در پایان نیز برخی از پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی را معرفی می‌کنیم.

 

اصطلاحات انگلیسی

نحوه‌ی آموزش اصطلاحات انگلیسی

یادگیری اصطلاحات انگلیسی به دلیل این که گروهی از کلمات در معانی دیگری بکار می‌روند، ممکن است برای زبان‌آموزان دشوار باشد. با این وجود، روش‌های متعددی به منظور آموزش اصطلاحات انگلیسی وجود دارند که می‌توان از آن‌ها با توجه به شرایط و نوع اصطلاحات استفاده کرد. در ادامه، برخی از رایج‌ترین روش‌های آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی را معرفی می‌کنیم.

 

  • تجسم اصطلاحات انگلیسی

معنی بسیاری از اصطلاحات زبان انگلیسی را می‌توان از طریق مجسم کردن عملی آن‌ها آموزش داد. این بدان معنی است که اگر چنین اصطلاحاتی را به صورت عملی انجام دهید، معنی دقیق آن‌ها مشخص می‌شود. به عبارت دیگر، ساختن یک تصویر ذهنی از اصطلاح انگلیسی موردنظر می‌توان به درک و فهم آن کمک بسیار زیادی کند.

به عنوان مثال، اصطلاح «to put your feet up» را در نظر بگیرید. منظور از آن، ریسک کردن و داشتن احساس آرامش است. اکنون، تک تک کلمات را جداگانه معنی کنید: بالا گرفتن پاها. در واقع، بسیاری از افراد هنگام خستگی، پاهای خود را بالا می‌گیرند و خستگی خود را رفع می‌کنند. به این ترتیب، دیگر معنی اصطلاح «to put your feet up» را فراموش نخواهید کرد.

مثال دیگر، اصطلاح «up in arms» است. این اصطلاح به معنی اعتراض کردن است. بسیاری از افراد هنگام اعتراض کردن و عصبانی بودن، دست‌هایشان را در هوا تکان می‌دهند و اعتراض خود را به این طریق نشان می‌دهند.

  • ترجمه کردن اصطلاحات انگلیسی

گاهی‌اوقات، بهترین روش به منظور یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی، ترجمه کردن آن‌ها است. بسیاری از اصطلاحات زبان انگلیسی با زبان فارسی مشابه هستند. در نتیجه، ترجمه‌ی کلمه به کلمه‌ی آن می‌تواند د درک کلی معنی اصطلاح به زبان‌آموز کمک بسیار زیادی بکند. به این ترتیب، دیگر نیازی به یادگیری اصطلاحات انگلیسی از طریق حفظ کردن نیست.

نحوه‌ی آموزش اصطلاحات انگلیسی

  • پیدا کردن کلمه کلیدی

یکی از بهترین روش‌های آموزش اصطلاحات انگلیسی، پیدا کردن کلمه کلیدی در آن اصطلاح است. با تمرکز کردن بر روی این کلمه کلیدی می‌توان به راحتی معنی کلی اصطلاح انگلیسی را حدس زد.

به عنوان مثال، اصطلاح «suits you down to the ground» را در نظر بگیرید. کلمه‌ی کلیدی در این اصطلاح، کلمه‌ی suits به معنی مناسب بودن است. در نتیجه، می‌توان حدس زد که معنی این اصطلاح در واقع یعنی فلان چیزی برای شما مناسب است.

 

  • توجه به محتوای کلام

از جمله روش‌های ساده ولی کاربردی آموزش اصطلاحات انگلیسی، توجه به محتوای گفتار و کلام گوینده است. باید ببینید که مبحث کلام در رابطه با چیست و گوینده در مورد چه موضوعی صحبت می‌کند. با دانستن محتوای کلام می‌توان راحت‌تر معنی اصطلاح بکار رفته را حدس زد.

به عنوان مثال، گروهی از دانش‌آموزان در حال صحبت کردن در مورد امتحانی که داده‌اند، می‌باشند. زمانی که از اصطلاح «was a piece of cake» استفاده می‌کنند، می‌توان به راحتی حدس زد که منظور آن‌ها آسان بودن آزمون بوده است. بنابراین، حدس زدن معنی یک اصطلاح از طریق توجه کردن به محتوای کلام یکی از روش‌های کاربردی یادگیری اصطلاحات انگلیسی به شمار می‌رود.

 

  • خلاق بودن

گاهی‌اوقات، تنها روش یادگیری اصطلاحات انگلیسی، خلاق بودن است. بدان معنی که باید فراتر از معنای تحت‌اللفظی کلمات فکر کنید. به عنوان مثال، مهمانی را در نظر بگیرید که در آن با هیچ یک از مهمانان دیگر آشنایی ندارید. احساس معذب بودن را می‌توان در اصطلاح «felt like a fish out of water» به گونه‌ بیان کرد.

معنی تحت‌اللفظی این اصطلاح می‌شود: احساس ماهی از آب بیرون جهیده را داشتن. این دقیقاً همان احساسی است که شما در این مهمان دارید و نمی‌توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید. در نتیجه، خلاق بودن می‌تواند به شما در یادگیری اصطلاحات انگلیسی کمک بسیار زیادی بکند.

 

  • حدس زدن

یکی از روش‌های مرسوم در یادگیری معنی کلمات و اصطلاحات زبان انگلیسی، حدس زدن است. گاهی‌اوقات، دانستن معنی دقیق یک اصطلاح چندان راحت نباشد اما می‌توان معنی آن را حدس زد. در واقع، افراد بومی دقیقاً از این روش به منظور یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی استفاده می‌کنند. آن‌ها به جای تک تک معنی کردن کلمات یک اصطلاح، آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده‌اند. به این ترتیب، معنی آن اصطلاح را در میان جملات گوینده حدس زده‌اند.

  • لحن کلام

زمانی که با فردی به زبان انگلیسی صحبت می‌کنید، ممکن است آن فرد از اصطلاحی در جملات خود استفاده کند. در این صورت، شما زمان کافی برای استفاده از روش‌های فوق به منظور متوجه شدن معنی آن اصطلاح نخواهید داشت. به علاوه، ممکن است معنا و مفهوم کلام او را اصلاً متوجه نشوید.

در چنین شرایطی، بهترین روش می‌تواند توجه کردن به لحن کلام گوینده باشد. به عبارت دیگر، توجه کنید که آیا لحن کلام گوینده ناراحت است یا خوشحال. به این ترتیب، می‌توانید متوجه شوید که آیا او از چیزی خوشحال شده است یا ناراحت. در نتیجه، حدس زدن معنی اصطلاح بکار رفته بسیار ساده‌تر خواهد شد.

 

  • مطالعه‌ی بسیار زیاد

شاید اولین روشی که برای یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی به ذهن هر زبان‌آموز می‌رسد، مطالعه‌ی زیاد است. به این نکته توجه کنید که درک اصطلاحات انگلیسی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار هستند. سعی کنید کتاب‌های بسیار زیادی در این زمینه مطالعه کنید.

 

لحن کلام در اصطلاحات انگلیسی

 

هر گاه که اصطلاحی به گوشتان می‌خورد یا در کتابی می‌بینید، بلافاصله آن را در دفترچه یادداشت خود بنویسید. همچنین، سعی کنید اصطلاح موردنظر را رد یک جمله بکار ببرید. نگران یادگیری و حفظ کردن این اصطلاحات نباشید. با تمرین و بکار بردن آن‌ها می‌توانید به راحتی نحوه‌ی درست استفاده از اصطلاحات در جملات را بیاموزید.

  • گروه‌بندی اصطلاحات

سعی کنید اصطلاحات نوشته شده در دفترچه‌ی یادداشت خود را بر اساس موضوع گروه‌بندی کنید. به این ترتیب، می‌توانید یک روش سازمان یافته برای یادگیری اصطلاحات انگلیسی در ذهن شکل می‌گیرد. به کمک این روش، می‌توانید اصطلاحاتی که با توجه به محیط زندگی، شغل و مشکلات شما دارای کاربرد بیشتری هستند را یاد بگیرید و از حفظ کردن اصطلاحات بی‌معنا خودداری کنید.

  • استفاده از صدا و تصویر

همواره یکی از بهترین روش‌های یادگیری کلمات و اصطلاحات زبان انگلیسی از طریق تصویر است. در صورتی که به خاطر سپردن معنای یک اصطلاح برایتان دشوار است، تصویری از آن بسازید و آن را در جایی نصب کنید که جلو چشمانتان باشد. به علاوه، می‌توانید معنی آن لغت را در گوشی خود نیز ضبط کنید تا بتوانید در صورت نیاز به آن دسترسی داشته باشید.

 

  • تماشای فیلم یا برنامه‌های زبان اصلی

تماشا کردن فیلم‌ها و برنامه‌های زبان اصلی نیز می‌تواند در زمینه‌ی یادگیری اصطلاحات انگلیسی به شما کمک کنند. اصطلاحاتی که در این فیلم‌ها یا برنامه‌ها می‌شنوید را در دفترچه یادداشت خود بنویسید و هر چند وقت یکبار نگاهی به یادداشت‌های خود بیاندازید.

به اعتقاد بسیاری از زبان‌آموزان و معلمان، ترانه‌ها بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی محسوب می‌شوند. در این ترانه‌ها اغلب اصطلاحات رایج و پرکاربردی بکار می‌روند. اگر یکی از این اصطلاحات به گوشتان خورد، معنی آن را از اینترنت پیدا کنید و سعی کنید به آن ترانه چندین بار گوش دهید. به این ترتیب، معنی اصطلاح بکار رفته در ذهنتان نقش می‌بندد.

اصطلاحات را حفظ نکنید!

برخلاف چیزی که به نظر می‌رسد، حفظ کردن اصطلاحات انگلیسی را نمی‌توان بهترین گزینه ممکن دانست. شاید این روش برای کوتاه‌مدت یا امتحان کارساز باشد اما تاثیری در یادگیری شما نخواهد داشت. اگر می‌خواهید معنای این اصطلاحات و شیوه‌ی استفاده از آن‌ها را یاد بگیرید، حتماً باید از روشی غیر از حفظ کردن استفاده کنید.

پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی

نگرانی اصلی بسیاری از زبان‌آموزان، یادگیری اصطلاحات انگلیسی است. برخی از افراد در این زمینه وسواسی پیدا می‌کنند و برخی دیگر نیز از یادگیری اصطلاحات ناامید می‌شوند. یادگیری اصطلاحات نیز به صورت طبیعی شبیه به باقی قسمت‌های زبان انگلیسی رخ می‌دهد. با این وجود، یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی نیز به تمرین و زمان نیاز دارد.

 

آموزش اصطلاحات رایج در انگلیسی

 

در ادامه، برخی از پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی را معرفی می‌کنیم:

  • Big deal: قابل توجه نیست؟!
  • Be over the moon: بسیار خوشحال بودن؛
  • Eat your words: اول فکر کن بعد حرف بزن.
  • Be like a bull in a china shop: این اصطلاح زمانی بکار می‌رود که کسی سرزده وارد جایی می‌شود و همه ا را به هم می‌ریزد. معادل فارسی آن را می‌توان «مثل گاو سرش رو انداخت پایین اومد تو» در نظر گرفت.
  • Put your foot in it: انجام یا گفتن چیزی شرم‌آور یا نامناسب؛
  • Suit someone down to the ground: مناسب بودن چیزی یا کاری برای شما؛
  • Think outside the box: خلاقانه و نوآورانه فکر کردن در مورد چیزی؛
  • Hit the books: زیاد درس خواندن و مطالعه کردن؛
  • Hit the sack: رفتن به تختخواب؛
  • Twist someone’s arm: متقاعد کسی به چیزی یا انجام کاری؛
  • Stab one in the back: آسیب زدن به کسی. معادل فارسی آن را می‌توان از پشت خنجر زدن در نظر گرفت؛
  • Lose your touch: از دست دادن استعداد یا توانایی انجام کاری؛
  • Sit tight: منتظر ماندن و صبوری کردن؛
  • Pitch in: مشارکت دادن؛
  • Get up on the wrong side of the bed: از دنده‌ی چپ بلند شدن؛
  • Make a face: دهن‌کجی کردن؛
  • Blow it: از دست دادن فرصت به وجود آمده؛
  • Back out: عقب کشیدن و جا زدن از انجام کاری؛
  • Butter fingers: دست و پا چلفتی!
  • Take it easy: ریلکس بودن و سخت نگرفتن؛
  • Get the ball rolling: شروع کردن کار جدیدی؛
  • I am broken: پول نداشتن و ورشکسته شدن؛
  • To give somebody a hand: کمک کردن به کسی؛
  • Like the back of my hand: شناختن کسی یا چیزی مانند کف دست (داشتن شناخت خوب از کسی یا چیزی)؛
  • I wasn’t born yesterday: موهامو تو آسیاب سفید نکردم!َ
  • Are you happy or married? از این اصطلاح برای دانستن وضعیت تاهل یک فرد استفاده می‌شود؛
  • You can not eat your cake and have it too: هم خدا را خواستن و هم خرما؛
  • No offence: دور از جون؛
  • Apple of someone’s eye: نورچشمی کسی بودن؛
  • No pain, no gain: نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود؛
  • A picture is worth 1000 words: شنیدن کی بود مانند دیدن؛
  • Actions speak louder than words: دوصد گفته چون نیم کردار نیست؛
  • Break the ice: یخ فردی آب شدن؛
  • Best of worlds: همه چیز تمام بودن!
  • Can not judge a book by its cover: داشتن قضاوت سطحی در رابطه با چیزی یا کسی؛
  • Cry over spilt milk: حسرت خوردن برای چیزی که در گذشته رخ داده است؛
  • Someone’s else shoes: درک تجربیات و مشکلات شخص دیگر؛
  • Like a Dutch uncle: انتقاد از فرد دیگری بدون خجالت؛
  • Tied down: وابستگی به شخص، یا کاری؛
  • Spread too thin: بر عهده گرفتن وظایفی بیش از توانایی؛
  • Pulling my leg: سر به سر کسی گذاشتن؛
  • Toe the line: همه را به یک چشم دیدن؛
  • Keep your chin up: سرت رو بالا بگیر؛
  • Spice things up: جذاب و هیجان‌انگیز کردن چیزها و موضوعات؛
  • Bring home the bacon: پول درآوردن و درآمد داشتن؛
  • In hot water: در شرایط بد و سخت به سر بردن؛
  • Cool as cucumber: آدم آرام و متینی است؛
  • Jump the gun: کاری را سریع و بدون فکر انجام دادن؛
  • By hook or by crook: انجام کاری هر طور که شده؛

 

به منظور یادگیری این اصطلاحات، می‌توانید آن‌ها روی کاغذ در یک جمله مرتبط یادداشت کنید. هر اصطلاح را 4 بار تکرار کنید تا در ذهنتان نقش ببندد. سعی کنید از این اصطلاحات در زندگی روزمره‌ی خود استفاده کنید.

علاوه بر این، می‌توانید با اصطلاحات انگلیسی جدید بازی کنید. بازی‌های مختلفی در این زمینه وجود دارند که می‌توانند به شما در به خاطر سپردن هر چه بهتر عبارات و اصطلاحات زبان انگلیسی کمک کنند.

 

بازی های مختلف برای یادگیری اصطلاحات انگلیسی

 

سخن نهایی

اصطلاحات انگلیسی در واقع گروهی از کلمات هستند که معنی آن‌ها در کنار یکدیگر با معنی تک تک کلمات متفاوت است. به همین دلیل است که یادگیری اصطلاحات انگلیسی برای بسیاری از افراد دشوار است. در این مقاله، روش‌های رایج و کاربردی به منظور آموزش این اصطلاحات آورده شده است. استفاده از این روش‌ها با توجه به نوع اصطلاحات و همچنین شرایط زبان‌آموز صورت می‌گیرد. همچنین می‌توانید به دنبال کردن خانه مکالمه در شبکه‌های اجتماعی هر روز به دانش زبان انگلیسی خودتان بیفزایید.

در ادامه برخی از مهمترین اصطلاحات زبان انگلیسی را مشاهده می‌کنید. به کاوش‌تان ادامه دهید.

Do NOT follow this link or you will be banned from the site! Call Now Button